تبليغاتX
خواب سرد

خواب سرد

صفحه سرد زمستانی

پيچيدگي ها را مي نگريم

 


از دور با تنهايي

 

                    

 و خودم.

 


راندن را مسخره مي كنم

 

                   

 و مي خندم

 

به نرفتن.

+ ع.ر.ش |

در گير در تلاطمي سخت

از حسي درون مست

 و انساني كه مي كاود

جسمش را با فلزياب

جوهر آدمي مرواريد است

_نه زر كه مي شود ياب

 ايد

در مغازه هايي كه نمايشگاه

 هويت آدمي است._

لجني است از مني

 كه من را مي شكاند زمان

در طول سالياني

 كه چهل را محور خود گماريده

وافسوس

كه چهل را جاي تعويض با

 بيست

 نيست.

+ ع.ر.ش |

دورترینهای ذهنم در تصادمی شگرف

پهنای مغزم را درنوردیدند و مجسم ترین اشکال

فرا تصورم رادر چشمانم حلقه زدند.

چه کشف کسالت آوری.

و چه لذتی ..........

+ ع.ر.ش |

سلام.

من برگشتم.

................

+ ع.ر.ش |

نشد که نیام یا نمیشه که سر نزنم!

اومدم که برم و نیام تا اون زمانی که باید نباشم!

شاید با 1 ایده جدید با 1 قالب جدید و مطالب جدید....

شاید شعر هامو گذاشتم یا داستانامو!!!

و شاید به خالی کردن مغزم توی این چهاردیفالی

به صورت ممتد و موازی ادامه دادم!

به امید 1 بن بست درست و حسابی.

دارم میرم مکه(حج عمره مفرده)

به یاده همتون هستم مخصوصا:

dense, بانو, دختر سگی, حامد,میلاد و زوزه!!!!!

ما رفتیم در هر موردی نظر بدین چه اولش چه اخرش

+ ع.ر.ش |