تبليغاتX
خواب سرد

خواب سرد

صفحه سرد زمستانی

!

میکوبی

در را محرمانه

ندای دلم حاشا کرده است

بودن ات را!

شاید بودن را

از همان اول

آدم و حوا

                 -شهوت فروخورده ی بشری-

خیلی وقت است کوبه می شنوم

در دلم!

در چشمم

در مغزم!

کر شده ام بانو!

نزن

نزن

دستانت رنگ چوب می زند!

موریانه آنها را می خورد

ریز ریز می شود دستت

دلم می سوزد!

می سوزد!

من هم ریز ریز می شوم!

شاید.......... شاید

من آدم جدید شوم

و شاید

تو حوای من!

یا حوای شیطان!

 

+ ع.ر.ش |

در آستانه کوچه

درب را می گشایم

شاید که هجمه تخیلاتم را

بیرون کنم از در

پیکره نیمه جانش را می لولاند

سیگاری میگیراند

هنوز کبریت کشاورزش جلدی سرخ رنگ دارد

هذیانیست

بیست سال است که سرخ است

سیگار روشن کرده اش را روی سرم میریزد

ـ خاکسترش را ـ

قهقه ی نامرادش بختم را نگونیده است

افکارم می سوزد

و باز شعله ور می شوم

نمی دانم کنج کدامین اتاق را بجویم

پهنای کدام خشت او را به دندان گرفته است

و کابوس امشبم چیست

همه متصلند

و قلبم زخمه را مخالف میزند

شاید سر خوش شوم به کوه و دشت

یا ملولُ بی کس کنج عزلتم را

دم به دم

در سطر سطر کاغذها

قی کنم.

اکنون آن زمان است که تو را

خواهانم

ای نبوده

ای نباید

ای نیست.

+ ع.ر.ش |

کلیّت ما

تکرار اندیشه هایمان است در پستوی زمان در گذر تاریخ

نمی توانیم تناسخ مان را پیش ببینیم

در آیینه ی تو خالی

و تفکرمان تجدیدی است!

و مردودی است

از نباید هایمان

که بایسته شده اند.

می چرخیم

می رقصیم

لیک ناموزون.

نا همگون و تو خالی!

به امید عَرقی

پیشابی!

شاید که ننگیتمان

دفع شود.

ترسانیم از

ژنیّت روزگار!

+ ع.ر.ش |

خزان زده

برگ ریز!

رو به زوال خواهیم رفت          شبانه روزی

آژانس گونه.

پوچ گونه                            خمیده

سخت                            

سخت

راه را باز می کنیم به ابدیت.

عزرائیلیت خودمان را فریاد می زنیم!

سبو سبو سر می کشیم

می ناب

حافظ گونه.

قونیه زده شده ایم   

در فکر زمینیم!

آسمان شاپرک می خواهد

ما

غم برکیم.

 

+ ع.ر.ش |

رانده شده ایم

از حافظه ی دنیا!

فرمتمان کرده اند.

دلگیرانه

می بینیم

می زنیم

می پکیم سیگارهای مگنا گونه را.

و میخورند

می برند

می چشند سوئیت کرن را

با سس مکزیکی و قارچ.

و قدم می زنیم در افکار ناخاسته

می نوشیم عرق سگی!

به سلامتی

سه.....

تنهاییم زور دارد!

شانه هایم تکیده

چون شاخه ای سپیدار سرما زده

سرما زده!

آدلتکلد هم .....

+ ع.ر.ش |