خواب سرد
صفحه سرد زمستانی
تنهایی
کوره راهمان خاکی تر از تنهایی بین دو ستاره بود
تقلایمان در زندگی
همان مرداب
همان باتلاق را می گویم!
آری!
درونش ذوب شدیم
و هر نفسمان شعله اش را
دو صد چندان کرد
تا حدی که
. . . . .
نمی دانم چقدر است!
انگشتان دستم
تای شمردن ندارند!
دستی به کمک می طلبم!
+ ع.ر.ش |
زمستانه دود نشانه
كستر گند زده خوابگرد شکلات دید ِ کور... ميلاد شكري وبلاگي و زون لري خاطرات یک دیوانه اینجا فقط مال منه! منِ درد ، دردِ من.... اشراق در بی شمسی زنـــدگــــــــــی بــــــــــانـــو تناسخ نیم خرده ی بودن من
RSS
آمار